آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
مطالب تصادفی
ساعت
آمار
  • افراد آنلاین : 3
  • بازدید امروز : 867
  • بازدید دیروز : 6602
  • هفته گذشته : 27557
  • ماه گذشته : 56340
  • سال گذشته : 138094
  • کل بازدید : 3665906
  • کل مطالب : 898
  • نظرات : 652
  • تعداد اعضا : 3264
  • امروز : یکشنبه 28 مرداد 1397
  • همسر خوب موجب عزت، آبرو و سرافرازی است

    با همسرم چگونه رفتار کنم؟ برای رسیدن به یک زندگی آرام و توام با خوشبختی چه باید بکنم؟ کدام رفتارها را باید از زندگی ام حذف کنم؟ همسرم از من چه می خواهد؟

    شاید این ها سوالاتی باشد که بسیاری از افراد در اقشار و سنین مختلف، به دنبال پاسخگویی به آن باشند. به طور کلی به نظر می رسد در حال حاضر در زندگی اغلب جوانانی که در ابتدای یک زندگی مشترک قرار دارند و حتی جوانانی که چند سالی از زندگی مشترکشان می گذرد، مشکلاتی وجود دارد که گه گاه به معضلی حل نشدنی تبدیل می شود که متاسفانه برخی از این مشکلات به طلاق منجر می شود. گویا مشکل اساسی در عدم شناخت خویش است. اگر خود را بشناسیم و بدانیم که چه هدفی را در زندگی دنبال می کنیم، به گونه ای دیگر زندگی می کنیم و انتظارات و توقعاتمان را تغییر می دهیم. اگر حضور خداوند متعال را به طور دائمی بر لحظه لحظه زندگی مان باور داشته باشیم، نگرش ما به زندگی تغییر خواهد کرد. اگر باور داشته باشیم که درس زندگی و خوشبختی در کلام بندگان آسمانی خداوند است، هیچگاه درمانده و مستاصل نخواهیم شد.

    همانطور که به ما اینطور گفته اند:
    "حق همسرت این است که بدانی، خداوند او را مایه ی آرامش و انس تو قرار داده است. پس بدان که این نعمتی است که پروردگار متعال به مناسبت آن، بر تو منت نهاده است. باید او را گرامی داشته و نسبت به وی مدارا کنی. اگرچه حق تو بر او واجب تر است، مسلما او نیز بر تو حق ترحم و دلسوزی دارد؛ زیرا که او در حصار خانه ی تو است. باید او را اطعام کنی و بپوشانی و هرگاه از روی نادانی مرتکب خطایی شد او را مورد بخشش قرار دهی.(رساله حقوقی امام سجاد علیه السلام ."حق همسر")


    با همسرم چطور رفتار کنم؟
    آنچه که چگونگی رفتار هر خانمی با همسرش را شکل می دهد، می تواند تحت تاثیر سه نوع نگرش باشد:
    نگرش به زندگی ; نگرش به ازدواج ; نگرش به همسر


    نگرش به زندگی
    در این رابطه باید به این نکته توجه داشت که به راستی نگرش هر یک از ما نسبت به زندگی به چه صورت است؟ برخی از افراد به طور کلی نسبت به زندگی دید خوبی ندارند و طبیعتا این افراد دائما به نواقص، مشکلات و کاستی ها توجه دارند. به این ترتیب چنین افرادی در زندگی مشترک نسبت به همسر خود هم بدبین می شوند و این نگرش لطمه بزرگی را به ارتباط میان زوجین، وارد می کند. بهترین نگرش نسبت به زندگی نگرشی است که متاثر از عقل و تدبیر باشد. انسان عاقل می داند که نگاه کردن به نیمه پر لیوان، بهتر از آن است که دائما به نیمه خالی یک لیوان چشم داشته باشیم.
    اگر انتخاب همسر، محصول تعقل، اندیشه و هدفی متعالی برای ماست، می توانیم زمینه ی تفاهم، رامش و کمال خویشتن را به وجود بیاوریم


    نگرش به ازدواج
    در رابطه با نحوه نگرش افراد به ازدواج، نکات زیادی وجود دارد که به نظر می رسد از دلایل اصلی بروز مشکلات بعد از ازدواج برای عده زیادی از افراد است. بسیاری از جوانان به دلیل نگرش نادرستی که نسبت به ازدواج دارند، دچار مشکلات متعددی می شوند. چرا که این دسته از افراد، در دوران قبل از ازدواج در مورد زندگی مشترک و مرد زندگی خویش، رویاها و خیالاتی دارند که شباهت چندانی به واقعیت ندارد. عده ای هم ازدواج را تنها در پوشیدن لباس سفید و مراسم عروسی و تشریفات باشکوهی که برایشان فراهم می شود، خلاصه می کنند تا اینکه طرز تفکر شریک زندگی شان به چه صورت باشد. به این ترتیب به دلیل وجود نگرشی غلط درباره ازدواج و عدم تطابق این نگرش با واقعیت های زندگی، دچار مشکل می شوند. آنچه مهم است اینکه قبل از ازدواج به طور جدی به این موضوع بیندیشیم که تشکیل خانواده در تفکر ما چه جایگاهی دارد؟ آیا نسبت به این امر اعتقاد قلبی داریم و یا به عنوان سرگرمی به آن می نگریم؟

    اگر انتخاب همسر، محصول تعقل، اندیشه و هدفی متعالی برای ماست، می توانیم زمینه ی تفاهم، آرامش و کمال خویشتن را به وجود بیاوریم

    نگرش به همسر
    نگرش نسبت به همسر نیز به نوعی با توضیحات بالا شباهت دارد. این موضوع مهم است که هر کس نسبت به شریک زندگی خود، چه جایگاه و منزلتی را در ذهن دارد.
    طبق آیه ی 187 سوره بقره، همسر به عنوان لباسی برای انسان و انسان نیز به عنوان لباسی برای همسرش توصیف شده است. این عبارت را به نوعی می توان اینطور معنا کرد که لباس به انسان، زینت، آراستگی و وقار خاصی را می بخشد. به این ترتیب همسر خوب و ایده آل کسی است که وقتی در کنار شریک زندگی اش قرار می گیرد، موجبات آبرو، عزت، سربلندی و افتخار او را فراهم اورد.


    به نظر می رسد هر کسی در خلوت خویش می تواند در این رابطه قضاوتی نسبت به خود داشته باشد که به راستی تا چه میزانی موجب عزت و ارزشمندی همسر خویش است.

    در روزگاری که بشر، نسبت به زندگی مادی خویش دچار نوعی احساس سرخوردگی و افسردگی است، به نظر می رسد که بیش از هر زمان دیگری، نیازمند آرامش روحی و روانی است تا بتواند اوقاتی را با آرامش واقعی و به دور از تنش سپری کند تا نیرویی دوباره را برای مبارزه ای نو، آغاز کند. پس آنچه مهم است اینکه توانایی یک خانم به حدی باشد که بتواند محیط خانواده و نحوه برخورد با همسر خویش را، طوری قرار دهد که موجبات آرامش همسرش را فراهم سازد.


    در کوران سخت و بی رحمانه زندگی که آدمیان در پی یافتن روزنه ای به عالم معنی و آرامش می باشند، کلام امید بخش و چهره ی الهام دهنده ی همسری شایسته و عاقل، می تواند غبار را از چهره و قلب آدمی برگیرد و ارامشی عمیق را بر وجود او مستولی گرداند.(1)


    منبع: سایت شبکه قرآن و معارف سیما

    پی نوشت: کتاب"زن اگر اینگونه می بود" نوشته راضیه محمد زاده


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 9:11  بازدید : 450
    برچسب ها : همسر خوب موجب عزت، آبرو و سرافرازی است ,
    روش قرآن در طرح مسئله حجاب

    http://upaj.tk/images/mzp9m90cxlibh8enxjz.jpg

    روش قرآن در طرح مسئله حجاب

    به صورت فایل pdf قابل دریافت می باشد.

    جهت دانلود به ادامه مطلب رجوع فرمایید.


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 19:9  بازدید : 491
    برچسب ها : روش قرآن در طرح مسئله حجاب ,
    حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن کریم تا چه حد است؟

    http://upaj.tk/images/bt1kr05xhggyvivgy1k4.jpg

    برخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از: ۱٫ سوره نور، آیات ۳۰، ۳۱، ۳۳ و ۶۰; ۲٫ سوره احزاب،، آیات ۳۵، ۵۳، ۵۵، و ۵۹٫ از نظر شرع اسلام زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند; ولی پوشاندن صورت و دست ها از مچ به پایین واجب نیست.[۱] حکم پوشش در مکان هایی که درمعرض دید نامحرم است باید اجرا شود; فرقی نمی کند که نامحرم در منزل یا غیر منزل باشد; حتّی در مورد افراد نامحرمی که همیشه با انسان ارتباط دارند، این حکم و امثال آن جاری است.

    در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد.[۲]

    خداوند متعال در سوره نور آیه ۳۱ خطاب به زنان مؤمن می فرماید که وظیفه دارند زینت هایی را که معمولا پنهان است، در نزد نامحرمان بپوشانند.

    (وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ …; (نور، ۳۱)

    و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...). اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانه ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانند آن، اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود، ممکن است منشأ تحریک و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب تر، قطعاً خوب تر را انتخاب می کند; بنابراین، چادر عاقلانه تر و بهتر است.[۳]

    بقیه در ادامه مطلب


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 19:3  بازدید : 624
    برچسب ها : حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن کریم تا چه حد است؟ ,
    آيا در قران به صورت مستقيم به چادر به عنوان حجاب اشاره شده است؟

    آيا در قران به صورت مستقيم به چادر به عنوان حجاب اشاره شده است؟


    پاسخ: در سوره نور، آيه 31 در مورد حجاب خداوند مي‏فرمايد: «و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ماظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن...؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو [اندازند...». (اين آيه در چند بخش به وظيفه زنان در زمينه نگاه، پوشش و... پرداخته است).
    1- آيه درباره احكام نگاه كردن بانوان به مردان است.
    2- آيه: [ولا يبدين زينتهن الا ماظهر منها...] درباره احكام حفظ و رعايت حجاب شرعي در مقابل نامحرم است.
    واژه «ابداء» كه در آيه شريفه آمده است به معناي اظهار و آشكار نمودن است و مراد از «زينت» در آيه شريفه مواضع و جايگاه‏هاي زينت است؛ مانند: محل زينت‏هاي گوناگون از بدن كه ابداء و آشكار نمودن آنها جايز نيست مگر مواردي كه استثناء شده است؛ مانند: محل انگشتري (كه انگشتان دست و خود دست است) و محل سرمه كشيدن (كه چشمان است).
    واژه «خُمُر» كه در آيه شريفه وارد شده است لباس و جامه‏اي است كه بانوان با آن سر خود را مي‏پوشانند و بر سينه خود آويزان مي‏نمايند و معناي اين قسمت از آيه چنين است كه با اطراف خمر و مقنعه خود سرها و موها و شانه و سينه خود را بپوشانند.
    براي آگاهي بيشتر ر.ك: الميزان، ج 15، ص 111 و 112.
    دانشمندان و فقيهان نيز در بحث از آيه شريفه، روايات وارده را متذكر شده و مورد بحث قرار داده‏اند؛ از جمله مرحوم آيت‏اللّه‏حكيم در ج 14 كتاب فقهي مشهور «مستمسك العروة‏الوثقي»، ص 27 مي‏گويد: در روايت صحيحه فضيل از امام صادق(ع) مي‏گويد: «از حضرت درباره نگاه به ساق دست زنان پرسيدم كه آيا از جمله زينتي است كه خداي سبحان در قرآن مي‏فرمايد: «ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن»؟ حضرت فرمود: «آري آنچه به زير خمار و مقنعه است زينت است و آنچه زير دستبند است زينت است». (به نقل از وسائل‏الشيعه، كتاب نكاح، ابواب مقدمات نكاح، باب 109، ح 1) مقصود اين است كه صورت و دو كف جزء زينتي كه بايد پوشيده شود نيست و سر و گردن و ساق جزو زينتي است كه بايد پوشيده شود (خلاصه فرمايش آقاي حكيم) در روايت موثقه زرارة از امام صادق(ع) در آيه شريفه كه فرمود: «الا ما ظهر منها» مي‏فرمايد: «زينت ظاهر و آشكار سرمه و انگشتري است» (به نقل از همان منبع حديث 3) و اين دو در صورت و در كف مي‏باشند (و هم‏چنين به حديث 4 و 5 باب نيز كه مضمون مشابه دارند استدلال نموده است)
    نتيجه:
    بيشتر فقها از اين بخش آيه استفاده كرده‏اند كه پوشش براي زن به جز صورت و كفين در صورتي كه باز بودن منشأ فساد و انحراف نشود در مقابل نامحرم واجب است.
    3- ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن... حكم مواردي را كه زنان مي‏توانند در آنجا حجاب خود را برگيرند و زينت پنهان خود را آشكار سازند بيان كرده است.
    4- ولايضربن بارجلهن... براي حفظ عفت عمومي و دور نگه‏داشتن افراد جامعه از عوامل شهوت‏زا، به زنان دستور داده شده است حتي از رساندن صداي خلخالي را كه در پاي دارند به گوش مردان بيگانه خودداري كنند. مي‏دانيد كه تصريح به خلخال پا، تخصيص را نمي‏رساند بلكه هر چيزي را كه سبب شعله‏ور شدن آتش شهوت است شامل مي‏شود. پس آنچه در قرآن و روايات به آن پرداخته شده اصل پوشش است و تصريحي به چادر يا مانتو نشده. هر پوششي كه موجب جلب نظر نامحرم و مفسده نباشد از نظر اسلام پذيرفته است و معلوم است كه پوشش هاي جائز همه در يك سطح نيستند و بعضي بهتر مي باشند و آنها كه چادر را معرفي مي كنند از جهت بهتر بودن آن نسبت به بقيه پوشش ها است.
    براي آگاهي بيشتر ر.ك:
    1- الميزان، ج 16، ص 339
    2- تفسير نمونه، ج 14، ص 434 - 454
    3- مسأله حجاب، شهيد مطهری

    منبع:eporsesh.com


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 9:10  بازدید : 465
    برچسب ها : آيا در قران به صورت مستقيم به چادر به عنوان حجاب اشاره شده است؟ ,
    منشا اين كه مي گويند چادر حجاب برتر است چيست ؟

    متن سوال: منشا اين كه مي گويند چادر حجاب برتر است چيست ؟


    متن پاسخ: حجاب منحصر در چادر و حتي مانتو نيست ، بلكه هرلباسي كه غير از وجه و كفين ( دست ها تا مچ ) را بپوشاند و موجب تحريك و جلب توجه نامحرم نگردد كافي است ولي بايد توجه داشت كه همان طور كه بقيه واجبات داراي مراتب مختلفي مي باشندحجاب نيز داراي مراتب خوب ، متوسط و خوب تر است و چادرحجاب برتر بانوان محسوب مي گردد .در اين جا چند نكته وجود داردكه براي روشن شدن آنها بايد ديد اساساً فلسفه حجاب چيست ؟حجاب دو فلسفه اساسي دارد كه با يكديگر ارتباط تام دارند : 1 ) مصونيت زن در برابر طمع ورزي هاي هوس بازان . 2 ) يپشگيري ازتحريكات شهواني خارج از ضوابط و هنجارهاي الهي و تامين سلامت و بهداشت معنوي جامعه . حجاب با چنين نقش و كاركردمهم و اساسي پيامي قاطع و كوبنده با خود دارد، و آن اين است كه دربرابر همه مردان اجنبي نوعي هشدار و اعلام ( ( دور باش ! ) ) مي دهد،اكنون بايد ديد چه عواملي در رساندن اين پيام و اثرگذاري آن موثراست : 1 ) حدود و ميزان پوشش : بدون شك هر اندازه بدن زن پوشيده تر باشد نقش نيرومندتري در دورسازي ديدگان نظاره گر ايفامي كند .اگر نگاه هاي آلوده را همچنان كه در روايات آمده است ( ( تيرهاي زهرآلود شيطان ) ) بدانيم ، پوشش زن همانند قوسي است كه تير از آن كمانه مي كند و منحرف مي شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مي ماند .بر عكس هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد تيرهاي شيطاني را بيشتر متوجه خود ساخته و از آن آسيب خواهد ديد .از همين روست كه چادر را حجاب برتر شناخته اند، زيرا با وجود شرايطديگر، بيشترين پوشش و مطمين ترين مصونيت را فراچنگ مي آورد.2 ) كيفيت پوشش : ميزان ضخامت و حتي كيفيت دوخت لباس خودبخش مهمي از حجاب را تشكيل مي دهد بدون شك لباس هاي نازك و تنگ و بدن نما فرودگاه پيكان مسموم شيطان و موجب خيره شدن چشم هاي هرزه و آلوده و به فساد كشاننده جامعه است . در مقابل لباس هاي غيربدن نما، ديده ها را از خود دور مي سازد، و سلامت معنوي نفوس را تامين مي كند .3 ) رنگ ها : ترديدي نيست كه برخي ازرنگ ها ديده ها را خيره مي سازد، و پاره اي ديگر نگاه ها را از خودمي راند و دور مي سازد .اكنون سوال مي شود كداميك از اين دو براي تامين حجاب واقعي و مصونيت معنوي جامعه و خيره نكردن چشم ها و بر نيفروختن آتش شهوت مفيدتر است ؟ مگر ما درجامعه اي زندگي نمي كنيم كه ميليونها جوان در اوج غريزه جنسي به سر مي برند و در سخت ترين شرايط جواني از امكان ازدواج محرومندو كافي است با اندك جرقه اي شعله هاي غريزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتي ها مبتلا گردند؟ پس چرابه هر وسيله ممكن - حتي با گزينش رنگ مناسب لباس در جامعه - به سلامت ديني و روحي و رواني آنان كمك نكنيم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشويم ؟ در عين حال علماي دين نسبت به خصوص رنگ ها تاكيد چنداني نكرده ، ولي براين مساله پاي مي فشارند كه لباس نبايد موجب جلب توجه و عواقب سو ناشي از آن باشد .از اين رو است كه در طول تاريخ زنان مسلمان به ميل خود لباس مشكي را براي حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه مورد تقرير و پذيرش پيامبر ( ص ) و امامان ( ع ) قرار گرفت ، زيرا آنان به اين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشتري مي كردند، ( ر.ك : حجاب در اديان الهي ، محمدي آشناني ) . 4 ) شيوه هاي رفتاري : طرزصحبت و چگونگي راه رفتن و ... نيز بخشي از حجاب به معناي وسيع كلمه است . حفظ وقار و متانت هم همان نقشي را دارد كه پوشش زن دارد و عدم رعايت آن نيز برآيندي چون برهنگي در پي دارد .از اين رو قرآن مجيد يكي از صفات خوب زنان مومن را كه دررفتار دختران شعيب بيان مي كند همان ( ( حيا ) ) و وقار است. 

    منبع:eporsesh.com


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 9:9  بازدید : 538
    برچسب ها : منشا اين كه مي گويند چادر حجاب برتر است چيست ؟ ,
    واژه حجاب به چه معناست؟

    متن سوال: واژه حجاب به چه معناست؟


    متن پاسخ: كلمة حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت معني ومفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است. وشايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوششي حجاب نيست. آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نرود، زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است.(1)
    به عبارت ديگر، حجاب معناي هر چيزي است كه حقيقتي را بپوشاند. بعضي از حقايق را بايد پوشاند تا از گزند نااهلان مصون بماند. مثل گوهر عفت زن، و بعضي از حقايق نبايد در حجاب قرار گيرند مثل فضائل اخلاقي و مقام والاي انساني، كه حيف است در حجاب تعلّقات دنيا قرار گيرد.
    حجاب چهرة جان مي شود غبارتنم خوشا دمي كزين چهره پرده برفكنم
    حافظ

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    منابع و مآخذ :
    1. مسأله حجاب، شهيد مطهري، ص62

    منبع مطلب:eporsesh.com


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 9:6  بازدید : 1014
    برچسب ها : واژه حجاب به چه معناست؟ ,
    عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآنى

    «یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنوُا قُوا أنفُسَکُمْ وَ أهْلِیکُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلاَئِکَهٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَروُنَ» (تحریم/ ۶) «وَ اذْکُرْ فِى الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً. وَ کَانَ یَأْمُرُ أهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَ الزَّکَاهِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً» (مریم/ ۵۴-۵۵) براى شناخت عوامل استحکام و پایدارى خانواده لازم است بدانیم چه انگیزه‏ها، نیاز و کشش هایى سبب تشکیل خانواده مى‏شود، و چه حکمتى در تشکیل خانواده و ازدواج وجود دارد. عوامل استحکام و پایدارى را مى‏توان در همان عواملى که سبب تشکیل آن مى‏شود یافت. انگیزه‏هاى تشکیل خانواده خود اساسى‏ترین عوامل استحکام و پایدارى آن نیز هستند. مثلاً انگیزه جنسى و عاطفى اصلى‏ترین عامل جفت‏طلبى براى موجودات زنده از جمله انسان است. پس تداوم این انگیزه مى‏تواند سبب استحکام و پایدارى آن نیز باشد. در انسان داشتن فرزند نیز از عوامل اساسى میل به ازدواج به حساب مى‏آید. بخصوص در میان خانواده هایى که نیاز به نیروى کار و حمایت و دفاع خانواده فرزندان داشته‏اند. براى انسان‏ها مهم است جایى که پس از کار و تلاش روزانه بتوان در آن آرامش یافت، و احساس تنهایى و سرگردانى نکرد. تأمین امنیت، غذا و نیازهاى مادى خویش را نیز در آن جا یافت. امّا نیازهاى دیگرى نیز هستند که در مرتبه بعد قرار دارند، مثل شرایط آداب، رسوم و باورهاى خاص اجتماعى که هر کدام از این‏ها در جوامع مختلف کارکرد و تأثیر و انگیزش خاص خود را دارد و افراد را به تشکیل خانواده، همسر گزینى و داشتن فرزند تشویق مى‏کنند. پس مى‏توان نیاز جنسى، داشتن فرزند، داشتن جایگاه متناسب در جامعه را از عوامل مؤثر در تشکیل و استحکام خانواده دانست. علاوه بر این عوامل طبیعى و اجتماعى، از عوامل دیگرى هم مى‏توان یاد کرد که در پاسخگویى به این نیازهاى طبیعى و اجتماعى تأثیر دارد و آن عبارت است از باورها و اعتقادات مردم و پایبندى آن‏ها به احکام شرعى و رضاى خداوند. این عوامل در تشکیل و استحکام خانواده نیز بسیار مهم هستند، مانند توصیه به ازدواج، کراهت یا حرمت طلاق، یا توصیه دین به تحمل مشکلات خانواده و وعده پاداش به این افراد، و پاداش براى اصل ازدواج. با همین دیدگاه است که جهان بینى و باورهاى یک ملت، بطور عام، و زن و شوهر بطور خاص در تشکیل و پایدارى خانواده نقش مهمى دارد. در برخى جوامع و فرهنگ‏ها، عوامل مادّى و انگیزه‏هاى اقتصادى، عامل تشکیل خانواده، هر چند به صورت ظاهرى بوده است، مانند برخى ازدواجها در شوروى سابق که سبب مى‏شد زن و مرد بتوانند از خانه‏هاى دولتى استفاده کنند؛ دوام آن خانواده‏ها مربوط به همان نیاز خاص بود. معروف بود که گاهى جوانان شهرستانى با زنان مسن مسکو یا شهرهاى بزرگ محل تحصیل یا کار خود ازدواج مى‏کردند.۱ طبیعى بود که آن زنان و مردان به ازدواج خویش به عنوان یک زندگى که باید ادامه یابد نگاه نمى‏کردند. نیاز متقابل بیرونى آنها را به ازدواج وا مى‏داشت، و این عمل صورى با ازدواج حقیقى تفاوت داشت. گاهى ممکن است رویه دولت کارکردى برعکس داشته باشد؛ مانند قانون مربوط به مستمرى و حمایت از زنان مطلّقه در آمریکا، که سبب شده است برخى از زنان با برنامه قبلى، با اظهار عشق و محبت مردى را به دام ازدواج خویش بیندازند، و پس از ثبت ازدواج، درخواست طلاق کنند، تا از آن حمایت‏هاى دولت بهره‏مند شوند؛ آزادانه، بدون قید و بند شوهر داشتن، ممرى براى زندگى داشته باشند و نیازهاى جنسى خود را نیز با استفاده از آزادى‏هاى بى‏بندبارانه جامعه خویش برآورده سازند. به یقین این قانون و حمایت دولت با هدف خدمت رسانى بوده و اهداف خیرخواهانه‏اى داشته، امّا این پیامد را نیز داشته است. با توجه به این مطالب، محبت و عشق واقعى، احساس نیاز عاطفى، نیاز جنسى، و داشتن فرزند، که هدف آفریدگار از ازدواج و زوج آفریدن است از مهمترین عوامل استحکام خانواده است، و عوامل بیرونى و قوانین کشورها و فرهنگ جامعه مى‏تواند این عوامل را تشدید یا تضعیف کند. منافع و غرض و مرضهاى دیگران نیز گاه بر خانواده‏ها تأثیر منفى مى‏گذارند. دخالتهاى جاهلانه، حتى از روى دوستى و به اصطلاح محبت نیز مى‏تواند خانواده‏ها را از هم بپاشانند. بنابراین عوامل درشت و ریز دیگرى در حاشیه خانواده هستند که مى‏توانند در استحکام یا فروپاشى آن اثر بگذارند. مجال پرداختن به همه مسائل ریز و درشت، در یک مقاله نیست، لذا ما برخى از مهمترین عوامل را از دیدگاه قرآن بررسى مى‏کنیم.

    بقیه در ادامه مطلب


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 8:52  بازدید : 670
    برچسب ها : عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآنى ,
    زن در نگاه قرآن و در فرهنگ زمان نزول

    بخش نخست

    فرهنگى که بر جامعه عرب عصر نزول حاکم بود فرهنگى به غایت منحط بود, بویژه زن که چنان زبون شمرده مى شد که در زندگى اجتماعى ارزشى براى وى, جز آن که بازیچه مرد باشد نمى دیدند. هیچ بهره اى از میراث و حق رأى نداشت و حسابى براى او بازنمى کردند. سپس اسلام آمد; دستان وى را گرفت و او را تا سرحد جایگاه انسانى والایش و همپایه مرد در عرصه بلند انسانیت بالا برد, و براى او در همه عرصه هاى زندگى ارزش قائل شد, و با این کار سخت با آداب عرب جاهلى درگیر شد. با این همه اینک گفته مى شود که اسلام در خوار شمردن شأن زن, از عادات و رسوم جاهلى تأثیر پذیرفته است. این نوشتار نگاهى است گذرا به جایگاه ارزشمند زن که در پرتو تلاشهاى اسلام بدان دست یافته است.

    زن و منزلت او در قرآن

    قرآن مى فرماید: (للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب ممّا اکتسبن) مردان را از آنچه به دست آورده اند بهره اى است, و زنان را از آنچه به دست آورده اند بهره اى. (و لهنّ مثل الذى علیهنّ بالمعروف) بقره / ۲۲۸ براى زنان است برابر آنچه بر ایشان است به نیکى. قرآن, آن گاه که از انسان ـ که در حقیقتِ آن زن و مردى در کار نیست ـ سخن مى گوید, تنها از ذات انسان سخن مى گوید که زن و مرد در آن یکسان هستند. و آن گاه که از مقام انسان و برترى او بر بسیارى از آفریده ها سخن مى گوید ۱ و از امانتهایى که به انسان سپرده شده است ۲ و از روح خدا که در او دمیده شده است ۳ و آن گاه که خداوند خود را در آفرینش این انسان مبارک مى شمرد ۴ در همه این موارد, از حقیقت بلند انسانى سخن مى گوید که زن و مرد بدون هیچ فرقى در آن مشترکند; آن گاه که مى گوید: (لیس للانسان إلاّ ما سعى) نجم / ۳۹ ییا مى گوید: (إنّ أکرمکم عند الله أتقاکم) حجرات / ۱۳ و در تعبیر هایى از این دست فرقى میان میان زن و مرد قائل نیست. (إنّى لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر أوأنثى بعضکم من بعض) آل عمران / ۱۹۵ همانا من عمل هیچ عمل کننده اى از شما را ضایع نمى سازدم, چه زن و چه مرد, بعضى از بعضى دیگرند. هیچ تفاوتى در ویژگیهاى ذاتى انسانى و در تلاش در رسیدن به مراتب کمال نیست. (إنّ المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدّقین و المتصدّقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً والذاکرات أعدّ الله لهم مغفره و أجرا عظیما) احزاب / ۳۵ همچنین آیه (یا ایها الناس إنّا خلقناکم من ذکر و أنثى) (حجرات / ۳) دلیلى قاطع بر هم سنگ بودن زن با مرد در اصل نژاد بشرى است که این اصل در گذر نسلهاى پى در پى محفوظ و پایدار خواهد بود. آرى ویژگیهاى نفسانى و عقلانى نیز هست که این دو جنس را در آفرینش ذاتى جدا ساخته و تفاوتهایى را در تقسیم وظایفى که هر یک در عرصه زندگى بر عهده دارد ایجاب کرده است; تقسیمى عادلانه و متناسب با امکانات و توانمندى هاى هر یک از دو جنس, و عدالتى فراگیر در عرصه تکلیف و اختیارات. اکنون نگاهى خواهیم داشت به این تفاوتها که از مقام حکمت حضرت حق در عرصه آفرینش و تدبیر سرچشمه گرفته است.

    بقیه در ادامه مطلب


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 8:50  بازدید : 537
    برچسب ها : زن در نگاه قرآن و در فرهنگ زمان نزول ,
    زن از منظر وحى

    زن به عنوان نیمى از انبوه بشریت در هر مقطع از تاریخ و در هر جامعه از جوامع انسانى و نیز به عنوان مادر و یا همسر و همراه و شریک شیرینى ها و تلخیهاى زندگى, همواره با دو نگاه از سوى مردان روبه رو بوده است; نگاهى از سر شیفتگى, احترام و تکریم و تمنّا و نگاهى از ره خصومت, فرودستى, بدبینى و تحقیر! آثار, عقاید و ادبیات برجاى مانده از ملتّها و اقوام ـ داستانها, شعرها, رسوم, آیینها و ضرب المثلها ـ به خوبى نشان مى دهد که این دو نگرش در میان جوامع مختلف با شدتها و ضعفهایى وجود داشته است و زن متناسب با هر یک از این دو رویکرد و داورى, جایگاهى عزتمند و مقتدر و تأثیر گذار یا موقعیّتى دشوار, مشقّت بار و رنج آور را به خود دیده است. سهولت و دشوارى, عزّتمندى و فرودستى چیزى نیست که تنها میان زنان تقسیم شده باشد, بلکه مردان نیز در هر جامعه از این دو موقعیّت بر خوردار بوده اند و برخى از آن و گروهى از این سهم برده اند, امّا مى توان اذعان کرد که در جامعه مردان, این نسبت به مراتب طبیعى تر از وجود این مشکل در جامعه زنان بوده است.به تعبیر دیگر زن و مرد به عنوان شهروندان یک جامعه, تحت تأثیر یا زیر فشار طبقات مختلف اجتماعى که در مجموعه هاى انسانى رخ مى نماید, محرومیّتها, آسیبها و رنجهاى مشترکى را تحمّل کرده و مى کنند, امّا سخن در این پژوهش از دشواریها و کمبودها و تنگناهاى مضاعفى است که زن حتى در طبقه اى که به آن تعلّق داشته, تحمّل کرده است. اگر بخواهیم وجود چنین دشواریهاى مضاعف را به کلى منکر شویم, چشم بر واقعیّت فروبسته ایم و آن کسى که چشم بر واقعیّت مى بندد, مشکلى را حل نکرده و تنها آرامش مصنوعى براى خود فراهم آورده است! از سوى دیگر اگر تلاش کنیم که وجود کاستیها و تنگناهاى زندگى اجتماعى زنان را در طول تاریخ و نیز روزگار معاصر, آن چنان مطلق, فراگیر و همه جانبه و یکسویه بدانیم ـ چونان برخى جریانهاى فمینیستى ـ در آن صورت نیز چشم بر بخشى دیگر از واقعیّت بسته ایم و کسى که چشم بر واقعیّت مى بندد به هر حال از چشیدن طعم حقیقت محروم خواهد بود. واقعیت تاریخى این است که زن در بیشتر جوامع از حقوق انسانى خود, بهره لازم را نبرده است, بلکه گاه در اوج محرومیّت و زمانى در محرومیّت نسبى به سربرده است. واقعیّت این است که هرگاه زنان و مردان یک جامعه هر دو مورد ستم و هجوم و استثمار قرار گرفته اند و هر دو به صورت مشترک رنجى را تحمّل کرده اند, زنان به مراتب آسیب پذیرتر بوده و رنج بیشترى را بر جان هموار کرده اند. واقعیّت دیگر این است که زن در طول تاریخ, نه از سوى دشمنان, بدخواهان و مهاجمان, بلکه گاه از سوى نزدیک ترین عضو خانواده خود مورد بى مهرى بوده است و او به دلیل موقعیتهاى اجتماعى, خانوادگى, فرهنگى, شرایط و امکانات ناگزیر بوده است که بى مهرى ها را بر جان هموار سازد, در حالى که مردان در صورتى که مورد چنان بى مهرى ها قرار مى گرفتند, راه هاى بیشترى براى گریز از مشکلات و رها ساختن خود از رنجها پیش رو مى دیدند و یا انتخاب مى کردند! در کنار این واقعیتها, به این حقیقت نیز باید اشارت داشت که مصلحان الهى آنجا که به انسان اندیشیده و در جهت کاستن از رنجهاى او گام برداشته اند, هر گز نخواسته اند از جهت انسانى, تمایزى میان زنان و مردان قائل شوند و مرد سالار یا زن سالار باشند. البته این امر در مورد مصلحان بشرى استثنا پذیر است, چراکه اگر اندیشه ها و عواطف بشرى از آبشخور وحى سیراب نباشد, با همه خیراندیشى و خیر خواهى مصون از افراط و تفریط نیست. اکنون با توجه به آن واقعیتها و این حقیقت, پرسشهایى مجال طرح دارد که حکایت از دغدغه هاى نقّادانه و پژوهشگرایانه دارد و پاسخ به آنها نیازمند مجالى بس گسترده تر و دیدگاهى همه جانبه است. بدیهى است که در این مجموعه, ما به آن دسته از...

    ***بقیه در ادامه مطلب***


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 8:45  بازدید : 466
    برچسب ها : زن از منظر وحى ,
    حجاب در قرآن کریم

    به نقل از وبلاگ دل نوشته های دو دختر شهید

    بحثی در رابطه با حجاب در قرآن کریم در پایگاه دارالقرآن قرار میگیرد.

    باما همراه باشید.

    آیات حجاب در قرآن کریم - آیه 31 سوره نور

    سوره " احزاب ". در سوره نور آیه‏ای که مربوط به مطلب است آیه‏ 31 می‏باشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حکم مقدمه این آیه می‏باشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع‏ می‏کنیم:

    «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون (27) فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم (28) لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون (29) قل للمؤمنین‏ یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون‏ (30) و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن‏ علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء، و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون (31)».

    ای کسانی که ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازید. و بر اهل خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید.
    اگر کسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گردید، بازگردید که پاکیزه‏تر است برای شما. خدا بدانچه‏ انجام می‏دهید داناست.
    باکی نیست که در خانه‏هائی که محل سکنا نیست و نفعی در آنجا دارید (بدون اجازه) داخل شوید. خدا آنچه را آشکار می‏کنید و آنچه را نهان‏ می‏دارید آگاه است.
    به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ کنند. این برای‏ شما پاکیزه‏تر است. خدا بدانچه می‏کنید آگاه است.

    به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامنهای خویش حفظ کنند و زیور خویش آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند، زیور خویش آشکار نکنند مگر برای شوهران، یا پدران، یا پدر شوهران، یا پسران، یا پسر شوهران، یا برادران، یا برادر زادگان، یا خواهرزادگان‏، یا زنان، یا مملوکانشان، یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند، یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند (یا بر کامجوئی از زنان توانا نیستند) و پای به زمین نکوبند که زیورهای مخفیشان دانسته شود. ای گروه‏ مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد که رستگار شوید.
    مفاد آیه اول و دوم اینست که مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه‏ کسی داخل شوند. در آیه سوم مکانهای عمومی و جاهائی که برای سکونت نیست‏ از این دستور استثناء می‏گردد . سپس دو آیه دیگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با یکدیگر که شامل چند قسمت است:

    1 - هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظر بازی‏ اجتناب کند.
    2 - مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد.
    3 - زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران‏ آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.
    4 - دو استثناء برای لزوم پوشش زن ذکر شده که یکی با جمله «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان‏ است و دیگری با جمله «و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن الخ» ذکر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز می‏کند

     

     

    در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
    یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
    جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
    در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

     

    مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

    حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
    حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
    اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
    علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

    هدف و فلسفه حجاب

    هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

    إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.


    -=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
    اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
    از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.




    حجاب چشم

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

     

    قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.



    حجاب در گفتار

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

    فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.



    حجاب رفتاری

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

    وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


    از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
    بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

    حجاب و عفت

    دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

    حجاب زنان سالمند

    قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

    وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)


    علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار

     

     


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 8:29  بازدید : 752
    برچسب ها : حجاب در قرآن کریم , آیه مربوط به حجاب , حجاب , قرآن الکریم ,
    عفاف در قرآن

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ



    این سوره ای است كه آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی‏بخش نازل كردیم؛ شاید شما متذكر شوید!

    این آیه ی اول سوره ی نور است، سوره ای که مشهور به سوره ی حجاب و عفاف و دستورات اخلاق جنسی است. آیه اول آن، مخصوصا با تعبیر «سورة انزلناها» و بعد هم با كلمه «فرضناها» این مطلب را مى فهماند كه مسائل مربوط به عفاف مسائلى بسیار جدى است، و لازم است در اولویت اول قرار گیرد؛ یعنى درست در جهت عكس آنچه بشر امروز فكر مى كند كه در جهت سهل كردن و ساده كردن و ناچیزشمردن روابط جنسى حركت مى كند و به غلط اسمش را آزادى مى گذارد و به اصطلاح در جهت «آزادى جنسى »گام برمى دارد، بلکه به عبارت دقیق تر در جهت بی بندو باری است.


    قرآن آنچه تحت عنوان حریم هاى عفاف مطرح مى كند و آنچه تحت عنوان مجازاتهاى بى عفتى بیان مى كند و آنچه تحت عنوان مجازات لكه داركردن زنهایى كه عفیفه اند و به دروغ متهم[به بى عفتى]مى شوندبیان مى كند و آنچه در باب ترغیب به ازدواج بیان مى كند و بالاخره هر چه در باب مسائل مربوط به عفاف گفته است،مى خواهد بگویداینها مسائل بسیار بسیار جدى و فرض است و نمى شود اینها راكوچك شمرد،و یكى از بدبختیهاى دنیاى امروز تحقیر كردن اصول عفاف و تقواى در امور جنسى است.


    =======================


    برگرفته از کتاب آشنایی با قرآن
    اثر استاد شهید مطهری رحمه الله


    نویسنده : امین جوانمرد  تاریخ : 11:41  بازدید : 453
    برچسب ها : عفاف در قرآن ,
    صفحات پیشین
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ثبت نام سریع

      قوانین سایت

      کد امنیتی :
    آخرین مطالب
    مطالب پر بازدید
    آمار به روایت وبگذر
    دسترسی سریع
    تبلیغات متنی
    
    عضویت :
    محل قرارگیری کد عضویت
    دوستان :
    خروجی RSS :
    Copyright © 2010 - 2011 Tem98.Ir
    Design By : Tem98